طلوع اکاتسوکی پارت 10
پین =ساسوری از دیدارا.
ساسوری =جرئت یا حقیقت ؟
دیدارا =جرئت.
ساسوری =بگو هنر ساسوری از من بهتره
دیدارا (با اکراه)=هنر تو از من بهتره.
پین =خودم از کونان.جرئت یا حقیقت ؟
کونان =حقیقت.
پین =از کی تو این جا بدت میاد؟
کونان =راستش من از هیچکس کینه ای ندارم پس از هیچ کس.
پین میچرخونه =زتسو از کاکوزو.
زتسو =جرئت یا حقیقت.
کاکوزو =جرئت.
زتسو =۱۰ین نقد بده بیاد ، میخوام گل بخرم.
کاکوزو =بگیر (زیر لب=مرض بگیری کاکتوس ****)
پین دوباره میچرخونه =ایتاچی از دیدارا.
ایتاچی =خب جرئت یا حقیقت ؟
دیدارا =حقیقت.
ایتاچی =چرا موهاتو بلند کردی ؟
همه =


دیدارا =خفه،چون با اونا خوشگل ترم.
پین با یه نگاه عاقل اندر سفیه بطری رو میچرخونه =کیسامه از هیدان.
کیسامه =جرئت یا حقیقت ؟
هیدان =جرئت.
کیسامه =بدترین فحشی که بلدی رو بگو
کونان =لطفا خوانندگان گرامی بچه ها رو بفرستید دنبال نخود سیاه.
هیدان =باشه،نفس عمیق و **@&%=%
همه =
پین =خدای من ، این چه سمی بود.
توبی =چرا نوبت توبی نمیشه ؟
پین میچرخونه =ایتاچی از توبی.
ایتاچی در ذهن خود=اون سوالو ازش بپرسم ؟چجوری اخه.ولی اگه دستپاچه شد یعنی واقعیت داره....... یهو یه سطل اب یخ توسط کیسامه روش خالی میشه.
کیسامه =بابا جان حرف بزن دیگه ۵ دقیقس داری فکر میکنی !!!!
ایتاچی =وایی من بعدا تورو میکشم (رو به توبی)جرئت یا حقیقت ؟
توبی =توبی حقیقت میخواد.
ایتاچی =تو از خاندان اوچیهایی ؟
یهو پین بلند میشه =بازی بسه.
همه =اخه.....
کونان =مگه نشنیدید چی گفت بسه.
ایتاچی =ولی اون جواب نداد....
پین =همین که گفتم.
ایتاچی (در ذهن )=پس واقعا هست.
ساسوری =من یه سوال دارم....
کونان و پین =بنال.
ساسوری =چرا در خونه و انباری بازه؟
دیدارا =نکنه..
همه =اوروچیماروووو.
و به طرف در هجوم میبرند ،
تموم شد نظر یادت نره و سایونارا 👋👋🍡🍡
❤منبع کپی همه وب ها❤

