میرای : 

موبایل رو جواب دادم : 

سلام مانامی چه خبر از میدو سوجی چی پیدا کردی حالت خوبه ؟ 

ناشناس : که اینطور پس فک کردی می تونی با این پسر احمق جلوی من رو بگیری میرای اوچیها نه نمی تونی 

میرای : میدو سوجی  تو موبایل مانامی دست تو چی کار می کنه نکنه برای مانامی  خوب گوش ببین چی می گم اگه بلایی سر مانامی بیاری خودم با دست های خودم می کشمت 

میدو سوجی : الکی منو تحدید نکن به هیچ جایی نمی رسه اگه می خوای مانامی جونت زنده بمونه به این آدرسی که می گم بیا تا بهت بگم چی کار کنی تا مانامی رو آزاد کنم فقط یک روز وقت داری بیای اگه نیای مانامی رو می کشم 

میرای : چیییییی صبر کن نه الو الو میدو سوجی 

لعنتی حالا چی کار کنم 

یک ساعت بعد : 

خب هم چی آماده شد یه نامه نوشتم اگه بلایی سرم اومد بقیه برن مانامی رو نجات بدن خودم می رم پیش میدو سوجی تنهایی می تونم نجات بدم 

ایتاچی و ساسکه : 

واقعا که هنوزم بچه ای میرای چه فکری با خودت کردی که می خوای با میدو سوجی در بیافتی ؟ 

میرای : ساسکه ایتاچی همه چی رو فهمیدین؟ خوب گوش کنید من از تصمیم خودم بر نمی گردم حالا از سر راهم برید کنار 

ساسکه : ما نیامدیم که جلوت رو بگیریم اومدیم کمکت کنیم ما هم باهات میایم 

میرای : ما ؟ 

بچه ها : اره ما هم میایم فکر کردی تنها می زاریم بزنی به دل خطر میرای 

میرای : هیناتا ساکورا اینو تن تن ناروتو شیکامارو چوجی نجی لی کیبا شینو همتون چرا ؟ 

بچه ها : چون تو دوست مایی نمی تونیم تنها بزاریم 

چند دقیقه بعد : 

ساسکه : خب همه چی مشخص شد ولی میرای باید یه چیزی بهت بگم 

میرای : چیزی شده 

ساسکه : من یه تحقیق درباره این میدو سوجی انجام دادم و فهمیدم که توی تقلب و خلافکاری سابقه داره و با محاسباتم تا الان با این این همه خلاف باید حبس ابد می بود ولی آزاده از قاضی پرونده پرسیدم ولی اون انکار کرد که هیچ وقت همچین اتفاقی نیافتاده و مجرمی به اسم میدو سوجی نمی شناسه 

میرای : عجیبه چطوری این اتفاق افتاده با شارینگان ذهنش رو برسی کردی ؟ 

ساسکه: اره هیچ خاطره ای از میدو نداره انگار واقعا توی تمام عمرش میدو رو ندیده 

ایتاچی : راستی من دیروز یه ماموریت درجه اس داشتم یه مضنون نه بهتره بگم یه قاتل خیلی عجیب رفتار کرد و تمام اتهاماتش رو انکار کرد اگه یه مجرم معمولی بود تعجب نمی کردم اما ذهنش نشون میده که هیچ قتلی انجام نداده ولی دوربین ها اون رو در این قتل نشون می دن 

میرای : این دقیقا شبیه همون اتفاقی هستش که توی مسابقات مقدماتی افتاد 

ناروتو : پس با یه انسان عادی طرف نیستیم طرف کار کشتس 

میرای : اره 

چند ساعت بعد : 

خب مینا این پارت هم تموم شد به خدا این دفعه زیاد نوشتم حتما نظر بدید 

سایونارا